با سلام و درود بر اسلام و مسلمین حقیقی.

محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم.
در پست قبلی سعی در این کردیم که شروعی داشته باشیم بر بررسی حوادث اخیر و حال به ادامه آن می پردازیم.
بله همانطور که به داستان امام
علی و خوارج اشاره داشتیم باید بگوییم که رهبر معظم انقلاب اسلامی هم
چندین بار تذکر دادند و آخرین تذکر هم در نماز جمعه بود که به صورت علنی و
عمومی ارائه شد. بعد از آن تقریبا اوضاع داشت آرام می شد که آقای موسوی
به خیابان آزادی رفتند و ایراد سخنرانی نمودند.
در آخر به مریدان گفتند که تا
آخر پای حق خود مبارزه نمایید. بلافاصله پس از این عمل اشتباه بلوای بزرگ
برپا شد سه مسجد به آتش کشیده شد و تعدادی از بسیجیان را زنده زنده
سوزانده شدند.

جالب اینجاست که تا این زمان بسیج تنها به گذاشتن ایست و بازرسی های نمایشی اکتفا می نمود.
ببینید آیا با این وضع باز هم
زمان منطق و صحبت بود حال کار نداریم که بسیاری از مجاهدین خلق ملعون که
کینه و عداوت خود را با مردم ایران بارها نشان داده اند هم در این تجمع ها
بودند.
در این موقع بود که بسیج هم
برای دفاع از حقوق مردم شروع به مبارزه کرد چرا با عکس های احساسی می
خواهند مردم را گول بزنند مگر در درگیری نقل و نبات پخش می شود وقتی جنگ
شد از هر دو طرف زخمی و کشته می شوند اما مقصر اصلی آن کسی است که اول
تعرض نمود و جنگ را برپا کرد.
جالب است که در جواب حرف ما می گویند ما اول شروع نکردیم شما با تقلب جنگ را آغار کردید.
حال بگذریم که این تئوری به
خودی خود صحیح است یا نه؟ اما به فرض غلط اینکه صحیح باشد مثالی می زنیم
آیا وقتی کسی سر شما راشکست می توانید برای ادب کردنش سر او را ببرید
معلوم است که نه هر جرمی جریمه خودش را دارد و جریمه تقلب هم بلوا و آشوب
و آدم کشی نیست.
این اولا مسئله اما ثانیا شما
حق ندارید خودتان اجرای قانون کنید پس حکومت و مجاری قانونی چه کاره اند
اگر قرار باشد هر شخص و ارگانی خودش اجرای قانون کند پس کار پلیس و حکومت
چیست؟ و مسلما هرج و مرج همه جا را بر می دارد.
این آقایان هیچگونه شکایت
قانونی نداشته اند و انتظار اجرای عدالت را دارند و می خواهند با شورش های
خیابانی زور گویی کنند اگر به تاریخ بنگرید اسلام تا به حال جلوی زور
کوتاه نیامده پس چگونه امید دارید جلوی این حرف زور شما کوتاه بیاید.
ادامــــــه دارد.........
[+] نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 توسط رضا ترکی
|
ما برای اینکه بتونیم تصمیمات درست بگیریم باید در امور شناخت درست و کافی داشته باشیم.
یک شناخت صحیح نیاز به ابزاری سالم داره که بتونن درست شناخت پیدا کنن
1) عقل
2) فطرت
3) احساس
این سه تا ابزار وسایل کسب شناخت انسان هستن اگر دقت کنی می بینی که
هر سه تاشون اشتباه می کنن و کامل نیستن تنها موقعی خوب کار می کنن که سه
تا شون با هم کار کنن
یعنی ایراد ما اینه که برای کسب شناخت از هر سه به طور همزمان استفاده نمی کنیم.
حالا می خوام در مورد ابزار عقل بگم که از عقل چگونه باید به درستی بهره برد.
اولا عقل باید تفکر داشته باشه و درست نقد بزنه برای نقد درست باید
فاکتور بی طرفی ، طلب داشتن ، پنهان ها را بیرون کشیدن و در کنه مطلب قرار
گرفتن را رعایت کنی.
دوما عقل باید تجزیه و تحلیل کنه.
سوما عقل باید جایگاه شناسی کنه یعنی هر موضوع و هر مطلب و هر شخص رو در جایگاه خودش بررسی کنه
چهارما عقل باید مشورت بگیره
و در آخر هر تصمیمی که اتخاذ میشه باید از چهار جهت بررسی بشه:
الف) برای خودم چه حاصلی داره
ب) برای اطرافیانم چه حاصلی داره
ج) برای خدا چه حاصلی داره یعنی خداپسندانش چیه
د) با قوانین حاکم بر طبیعت منافات نداشته باشه.
والسلام
[+] نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 توسط
|
مدتی است که به هر وبلاگی سر می زنیم انتقادات و تحلیل هایی در مورد انتخابات می بینیم.

اکثر این وبلاگ ها عکس هایی از
درگیری عده ای با نیروهای امنیتی و مردمی مانند پلیس و بسیج را قرار می
دهند و سعی می کنند با نوشتن حرف های احساسی با احساسات مردم بازی کنند و
آن ها را از حکومت اسلامی منزجر نمایند.
البته وبلاگ های اندکی هم هستند که اهل بحث منطقی می باشند و ما طرف صحبتمان در اینجا همین افراد می باشند.
اول لازم است بگویم که اگر اکثریت
مردم حکومت اسلامی را قبول نداشته باشند این حکومت دیگر تشکیل نخواهد شد و
مردم ما این قبول داشتن را در انتخابات و تظاهرات ۲۲ بهمن به نمایش می
گذارند. و همه ساله حضور میلیونی مردم در تظاهرات نشان دهنده این است که
خواستار حکومت جمهوری اسلامی هستند.
حال بحث اینجاست که قطعا عده ای به علت عداوت و کینه به دشمنی با حکومت اسلامی خواهند پرداخت و مخل آسایش و امنیت مردم می شوند.
در این نوع موارد تکلیف حکومت چیست؟
آیا باید دست روی دست بگذارد و به این شورشیان چیزی نگوید؟
آیا باید اجازه دهد توطئه گران هر غلطی می خواهند بکنند؟
با نگاهی هرچند سریع به حکومت داری امام علی علیه السلام به
راحتی جواب خود را می یابیم. در زمان این امام بزرگوار هم مشکلی به نام
خوارج وجود داشت که با حکومت دشمنی می کردند و به تذکرات امام در این مورد
توجهی نشان نمی دادند ، و امام علی به آن ها حمله کرد و همه ی آنها را تار
و مار نمود.
درست است آن که را زبان منطق و صحبت جلودارش نیست ، باید زور جلویش را بگیرد.
ادامه دارد .........
[+] نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 توسط
|

امام صادق (ع) می فرمایند مرگ علما اسلام مانند رخنه ایست در دین اسلام.
علما برای اسلام مانند دژ هستند.
آیت
الله بهجت ، پیرمردی دلسوز ، درست است که دیگر آن توان جوانی را نداشت اما
وقتی در چشمانش نگاه می کردیم آن عظمت را درک می کردیم واقعا چون کوهی
راسخ ایستاده بود و با این سنش می تاخت و می جنگید و نگاهش نفوذ داشت در
اعماق هستی.
او خود را عرضه کرده بود به خدا ، او خود را وقف کرده بود به امام و سرورش مهدی فاطمه.
نمی دونم الان امام زمان چه حالی داره ،
می دونین که چقدر گریه می کنه ، چقدر از خدا طلب آمرزش می کنه برای شیعیان ،
می دونید چرا؟ چون اعمال ما رو میبینه ؛ چون کج روی هامون رو میبینه ؛ چون میبینه چطور با شعارهای آزادی طلبانه و دموکراسی خواهانه هر کاری بخوان میکنن ، و به بشریت خیانت می کنن ؛ خون میریزن و ظلم میکنن اونقدر که عرش خدا میلرزه ؛
می دونید چرا؟ چون می دونه تو قلب ما غریبه و تو دل ما جایی نداره.
اینها فقط گوشه ی کوچیکی بود از رنج های غریب زهرا !!!
و حالا بهجت هم رفت کسیکه تسلی بود برای خاطر امام زمان ،
کسیکه می خواست باری رو از دوش امام زمان برداره و دلشو شاد کنه ، کسیکه
ایستاده بود رنج و زخم می خورد و خم به ابرو نمی آورد تا مهدی رو شاد کنه.
بله او رفت و سایر علما هم خواهند رفت و ما راکد مانده ایم و تلاش نمی کنیم.
درسته نمیتونیم جای بهجت رو پر کنیم ؛ ولی جای خودمونو که میتونیم پر کنیم ؛ ولی میتونیم نقش خودمونو که خوب بازی کنیم آخه ما هم وظیفه ای داریم!!!
ما هم باید چراغ باشیم هبرای خود و هم برای دیگران درست مثل بهجت .
ما
هم باید تکیه گاه باشیم برای خود هم برای اطرافیان ؛ فقط باید تلاش کنیم و
بخواهیم و فقط باید شروع کنیم و مدد بگیریم از مهدی فاطمه اون که این همه
به فکر ماست !! یعنی کمک نمیکنه!!!!!!!!!!!!

بهجت جان درست است که رفتی ؟؟ ولی در قلب تاریخ اثر گذاشتی و تاریخ ساز بودی.
وحالا به ندای حق لبیک گفتی ؛
همان ندای که تو یک عمر شنیدی وجوابش را دادی و ما می شنویم و بی پاسخ می گذاریم.
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه
التماس دعا
[+] نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 توسط رضا ترکی
|