.:: تبلیغات شما در این قسمت ::.
 

نظريه ژان پياژه

  • ساعت: 10:56

در مورد رشد اخلاقی گفته شده است که ؛ «رشد اخلاقی در برگیرنده آن دسته از قوانین و مقررات  اجتماعی است که تعیین می کند انسانها در رابطه با دیگر مردم چگونه باید رفتار کنند». از نظر روانشناسان این قوانین مشتمل بر سه جنبه اساسی شناختی، عاطفی، و رفتاری هستند که تبیین آنها و چگونگی روابطشان با یکدیگر و تأثیری که در فرایند درونی سازی دارند، محور بحث های روان شناختی است.
 این تعریف با اینکه تا اندازه ای ماهیت رشد اخلاقی را روشن می کند، ویژگیهای مشخص کننده و امتیاز بخش آن را در میان بخشهای دیگر چندان روشن نمی کند. برای روشن شدن معنای دقیق رشد اخلاقی چند نکته را باید مورد توجه  قرار داد: 1) اختیار و عمد در کارهای اخلاقی؛
 2) ارتباط با حالات روانی و کمال درونی. اگرچه حال در فرهنگ های مختلف در مورد  خوب و بدهای اخلاقی که از جهان بینی ها و اهداف مختلف آنها نشأت می گیرد، تفاوتهایی نیز یافت می شود؛
اما در هر صورت، در بسیاری از جوامع، یکی از مهمترین وظایف فرهنگی آشنا سازی کودک با قوانین اخلاقی و کردار خوب و بد است.
همه کم و بیش از کودکان انتظار دارند که این قوانین را فرا بگیرند و به کار بندند؛ از رعایت آنها خرسند شوند و هنگام سرپیچی از آنها در خود احساس گناه کنند. یکی از ابعاد رشد و تحول ، که از دوران کودکی  تا سال های  بزرگسالی ،در کنار دیگر ابعاد  رشد  شکل می  گیرد،رشد اخلاقی  کودکان  است .وقتی مردم درباره رشد اخلاقی  صحبت می کنند، آنها به رفتار و نگرش  های  خودشان نسبت  به  سایر مردم در جامعه  اشاره  دارند،به عبارتی آنها به پیروی ما از  هنجارهای اجتماعی ،مقررات و قوانین ،عرف و آداب  و رسوم  توجه می کنند ..در این تحقیق ما نظریات مختلف در مورد رشد اخلاقی را مورد بررسی قرار دادیم با این امید که مطالب نگاشته شده مورد استفاده قرار گیرد. چکیده                                                                                                                  رشد اخلاقی در برگیرنده آن دسته از قوانین و مقررات  اجتماعی است که تعیین می کند انسانها در رابطه با دیگر مردم چگونه باید رفتار کنند. از نظر روانشناسان این قوانین مشتمل بر سه جنبه اساسی شناختی، عاطفی، و رفتاری هستند .
الف :نظریه ژان پیاژه  Jean Piaget  دوره نخست به نام اخلاق عینی از 3 تا 7 8 سالگی است. پیاژه معـتـقــد است که کودکان کمتر از 7 سال زشتی یا شدت اعمال خلاف را تنها از نظر مقدار زیاد آن مورد توجه قرار می دهند و دلیل و انگیزه ارتکاب جرم را نادیده می گیرند. شناخت این کودکان محدود است.
 پیاژه دوره دوم را ارزشیابی اخلاقی ذهنی نامیده است. در این دوره  کودک علاوه بر جنبه محسوس رخدادها به عوامل درونی یا ذهنی آنها نیز توجه می کند  ب- نظریه کلبرگ Kohlberg او برای استدلال اخلاقی سه سطح را نام برد:
اول:سطح اخلاقی پیش عرفی یا پیش قرار دادی(4 تا 10 سال)
دوم سطح اخلاق عرفی یا  قراردادی(از 10 تا 13 سالگی)
 سوم:سطح اخلاقی پس عرفی یا پس قراردادی(از 13 سالگی به بعد)
ج - نظریه‌های محیطی - یادگیری در این نظریه تأکید اصلی روی مکانیزم‌های محیطی مانند تقویت کننده‌ها و تنبیه کننده‌های محیطی و یادگیری مشاهده ای (الگوسازی و تقلید) می‌باشد.
 د - دیدگاه قوم شناسی  بیشتر کارهای آنها مشاهده رفتارهای انواع و ارتباط آنها با کردارهای اخلاقی انسان بوده است.
 دو حوزه اصلی مورد علاقه آنان نوع دوستی و پرخاشگری می‌باشد   نظریات مختلف در مورد رشد اخلاقی الف :نظریه ژان پیاژه  Jean Piaget  ژان پیاژه   در حقیقت پدر علم روانشناسی کودک می باشد.
او تحقیقات زیادی بر روی الگوی رشد اخلاقی بر روی کودکان سوئیسی در سالهای 1920 تا 1930انجام داده است. پیازه معتقد است که مدل رشد اخلاقی در کودکان از 4 مرحله تشکیل شده است. در مرحله اول که بین 2 تا 4 سالگی می باشد کودک هیچ مفهومی از اخلاقی بودن ندارد و هر کاری را از روی تقلید انجام می دهد و از هیچ قواعدی پیروی نمی کند در مرحله دوم که بین سالهای 5 تا 7می باشد پیروی از قواعد درکودک آشکار می شود و افکار کودکان بسیار نزدیک به شیوه مطلق گرایی می شود و قواعد و مقررات استبدادی از طرف والدین ارائه می شود که در این مرحله ازنظر کودکان این مقررات غیر قابل تغییر هستد .
این مرحله را مرحله اخلاقی واقع گرائی نامید. در این مرحله کودک هیچ سئوالی در مورد درستی یا نادرستی قواعد نمی کند مرحله سوم پیازه از سن 8 تا 11 شروع می شود در این مرحله کودک می آموزد که قواعد قابل تغییر هستند و این مرحله را نسبی گرایی اخلاقی نامید. در آخرین مرحله اخلاقی پیازه عنوان شد که نوجوانان قادر هستند قواعد جدیدی را به وجود بیاورند و همچنین آنها قادر هستند شروع به گسترش استدلال اخلاقی فراتر از سطح شخصی به سطوح اجتماعی و سیاسی کنند. .پیازه معتقد است استدلال اخلاقی همانند رشد اخلاقی هم به وسیله عوامل محیطی و هم عوامل ذاتی هدایت می شود.از جهت ذاتی کودکان قادر هستند توانائی شناختی خود را با فاصله گرفتن از افکار خود محورانه و توانا شدن برای جذب اطلاعات بیشترو برخورد با دیدگاهای مختلف درا رزیابی موفقییتهای اخلاقی توسعه بخشند. پیازه معتقد است تجربه های اجتماعی نقش به سزائی را در گذر یک کودک از یک مرحله به مرحله دیگر را دارد.. کودکان در دوران اولیه زندگی خود یاد می گیرند که پذیرای بی چون و چرای قواعد رفتاری از طرف والدین خود باشند اما یک حالت ذاتی در سیستم کودکان نهفته است که باعث می شود که بعدها آنها نقطه نظرات خود را بیان کنند. الگوی رشد اخلاقی پیاژه در اوایل به واسطه کار او روی کودکان ژنوی در کشور سوئیس، در طول سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ صورت گرفت.
 برای تحقیق روی مفاهیم رشد اخلاقی، پیاژه از دو روش بسیار متفاوت استفاده کرد.یکی از روش‌های او مبتنی بر دیدگاه طبیعت گرایی بود که در آن بازی‌های معمولی کودکان مانند تیله بازی را در خیابان‌ها مورد مشاهده قرار داد. پیاژه از نزدیک چگونگی ایجاد و اجرای قواعد بازی را در پسربچه‌ها بررسی کرد و او را درباره شرایطی که قواعد بازی باید تغییر کند و یا حتی از بین برود مورد سؤال قرار داد.  دومین دیدگاه که بسیاری تجربی بود ارائه مسائل اخلاقی دشوار به کودکان برای حل کردن بود. این مسائل به شکل داستان‌های کوتاه به کودک ارائه می‌شد و از او خواسته می‌شد تا از بین دو نمونه ارائه شده به او فرد شریر یا سرکش را مشخص کند. مثلاً در یک داستان کوتاه پسری به نام اگوستین در حالی که سعی داشت برای کمک به پدرش جعبه جوهر او را پر کند یک لکه بزرگی از رنگ روی رومیزی پدرش ریخت. از سوی دیگر یک پسر کوچک دیگر به نام ژولین در حالی که در حال بازی با قلم پدرش بود یک لکه کوچکی از رنگ را روی رومیزی پدرش ریخت.
از این تحقیق، پیاژه یک مدل رشد اخلاقی را به وجود آورد که این مدل متمرکز بر شیوه پیروی کودکان از قواعدی که از چهار مرحله تشکیل شده است می‌باشد.(دامدن، ،۱۹۸۳ پیاژه ۱۹۳۲). در اولین مرحله (۲ تا ۴ سالگی) کودکان هیچ مفهوم واقعی از اخلاقی بودن ندارند. بیشتر بازی‌های آنان بازیهای تقلیدی است که از هیچ قاعده ای پیروی نمی کند، مگر این که در بعضی از اوقات آنها ممکن است محدودیت‌های خاصی به عنوان بخشی از بازی اختراع کنند. (مثل قراردادن تمامی قرقره‌های سبز در یک جعبه خاص). پیروی از عقاید و قواعد اشخاص دیگر تا مرحله دوم(۵ تا ۷ سالگی) به طور استوار آشکار نمی شود. اما وقتی پیروی از قواعد پدیدار می‌شود، افکار کودکان بسیار نزدیک به شیوه مطلق گرایی می‌شود.
قواعد اجتماعی در این هنگام تحت عنوان «دیگر پیروی» مطرح می‌گردد. در این مرحله دستورات و قوانین به صورت استبدادی از طرف افراد بیرونی و معمولاً والدین ارائه می‌شود که از نظر کودک این نوع دستورات غیرقابل تغییر می‌باشد. مرحله دوم را (۵ تا ۷ سالگی) و مرحله اخلاق واقع گرایی می‌نامند. کودک هیچ سؤالی درباره نیت یا درستی انجام اعمال یا قواعد هستی -اگر مایل به پیروی از آن هم نباشد- نمی کند.  سپس، پیاژه مشاهده کرد که کودکان در این سن وقتی به تیله بازی می‌پردازند در اجرای قواعد بازی بسیار انعطاف ناپذیر و تغییرناپذیر هستند حتی اگر آن بازی بسیار آسان باشد. پیاژه به دو ویژگی جالب در زمینه مطلق گرایی اشاره کرد. بسیاری از کودکان در مرحله دوم، مسئولیت پذیری عینی را نشان می‌دهند، بدین معنی که آنها موقعیت‌های اخلاقی را تنها با پیامدهای عینی و فیزیکی مورد ارزیابی قرار می‌دهند. در مسائل اخلاقی غامض، این کودکان اعمالی را که باعث آسیب بیشتر می‌شود غیراخلاقی تر از اعمالی می‌دانند که باعث آسیب‌های کمتر می‌شود.
 این کودکان کمتر به نیات اعمال توجه می‌کنند، از این رو، کمک اگوستین به پدرش بی ارزش تر از عدم فرمانبرداری جولین به نظر می‌رسد، زیرا او لکه جوهر بزرگتر را روی میز پدرش ایجاد کرده بود.  از خصوصیات دیگر این مرحله قضاوت اصولی است، زیرا این کودکان عقیده استواری در مطلق گرایی یک قاعده دارند. آنها عقیده دارند که تنبیه، همیشه وقتی قاعده ای شکسته می‌شود باید انجام گیرد. بنابراین، اگر یک کودکی که توپ بیسبال خود را گم کرده و در طول یک روز که به دنبال توپش است یک کلوچه را پیدا کند و آن را بردارد، از نظر کودکان در این مرحله باید برای این کارش تنبیه شود. در مرحله سوم پیاژه (۸ تا ۱۱ سالگی) کودکان به تدریج درمی یابند که قواعدی مورد پذیرش هستند که به وسیله مردم برای کمک یا محافظت از یک فرد دیگر ایجاد شده باشد و اطاعت و پیروی ساده از دستورات دیگران نیست بلکه هر فرد به عنوان شخص خود پیرو، تصمیم به مشارکت با دیگران را می‌گیرد. به عنوان مثال، پیاژه مشاهده کرد کودکان مرحله سوم قواعد خود را با شرایط لحظه به لحظه و تعداد تیله‌ها و همچنین تعداد بازیکنان تطبیق می‌دهند.
 علاوه بر این، در این مرحله پیشرفت توانایی شناختی کودکان به آنها اجازه می‌دهد تا عوامل جدیدی را وارد ارزیابی‌های اخلاقی خود کنند. شخص کاری را سعی می‌کند انجام دهد که انگیزه و قصد و نیتی از آن داشته باشد، نتایج یک رفتار در این مرحله برای او مهم است. بر این اساس، با افزایش سن، کودکان در قضاوت خود رفتار جولین را بیشتر مورد سرزنش قرار می‌دهند، حتی اگر آسیب کمتری را ایجاد کرده باشد، زیرا اخلاقی بودن تابع ارزیابی کنونی در ارتباط با عوامل دیگر و در موقعیت‌های دیگر می‌باشد که پیاژه به سومین سطح این مرحله(نسبی گرایی اخلاقی) می‌گوید. در آخرین مرحله ای که پیاژه به طور مختصر در مورد آن بحث کرده، کودکان قادرند قواعد جدیدی را به وجود آورند. توانایی عملیاتی آنها را قادر به فرضیه پردازی در موقعیت‌هایی که ممکن است در بازی به وجود آید می‌کند و باعث ساختن قواعدی برای آنها می‌شود. همچنین آنها شروع به گسترش استدلال اخلاقی فراتر از سطح شخصی به سطوح اجتماعی و سیاسی می‌کنند.
در این نقطه نظر، نوجوانان ممکن است علاقه خود را به گسترش موضوعات دیگری مانند حفاظت از محیط زیست و یا کمک به افراد بی خانمان نیز متوجه سازند.

  • نوشته : رضا ترکی
  • تاریخ:جمعه هفتم فروردین 1388
  • لینک صفحات جداگانه خود را در این قسمت قرار دهید